پرسون - دشت لار

 

  نام برنامه  :

 پرسون -  دشت لار                                                      

 تاریخ اجرا:

 30/1/92

سرپرست برنامه :

 پیام منصوری

خانم ها :

اعظم مهدوی مهرآفرین صموتی

آقایان :

آقای سرهنگیان- مهمان آقای سرهنگیان پیام منصوری آقای احمدپور-

مسعود مکارنسبی علی نصیدی- آقای رسولیان

نوع برنامه :

کوهپیمایی                  

هزینه برنامه :

15000 تومان

 

 

 

 

1.     گزارش برنامه

2.     ساعت 6:45 از روستای افجه راهمان را آغاز کردیم . 8:20 به دشت هویج ( گرچال ) راه یافتیم . وسعت دشت در ژرفای سبز بودن به سکوت گرم خورشید در آسمان می درخشد. دل سپرده بود. خورشید در آسمان می درخشد. در اوج آرامی دشت را آماج نورافشانی خود ساخته بود.

3.     برای خوردن صبحانه ، زیر سایه ی درختان نشستیم . ساعت 8:50 راه خود را از سمت راست دشت و به سوی دامنه ی کوه ها ادامه دادیم . باغبان طبیعت ، ابر و باد و خورشید را به کار واداشته بود و سرانجام ، زیبایی ها را در وجود گل ها به نمایش گذاشته و آن ها را به هر سو ، پراکنده بود.

4.     ساعت 10:50 بر فراز زین اسبی دسیدیم که سمت راست آن قله ی پرسون و سمت چپ آن قله ی ریزان دیده می شد .

5.     از زین اسبی ، دشت لار نمایان بود. برای ورود به دشت لار ، از سمت غرب راهمان را در پیش گرفتیم . خورشید همچنان با همه ی توان گرمایش را به زمین می بخشود. گاه گاهی وزش باد ، برگ های گیاهان را به جنبش وامی داشت تا گرما بر بی تابی آنان نیفزاید.

6.     صدای پارس سگ ها نگهبانان همیشگی گله ها از دور به گوش می رسید که با دیدن رهگذران بیگانه ، چهره در هم فرو می بردند ، به پیش می تاختند و خشمگینانه از مرزهای خود پاسداری می کردند. ساعت 12:30 وارد دشت لار شدیم . 13:20 برای خوردن ناهار  از پیمودن راه بازماندیم. ساعت 14 به سوی جنوب دشت لار راهی شدیم . همچنان راه می پیمودیم . ساعت 17 سمت چپ جاده و کمی پایین تر ، چشمه ی بزرگی به نام خونی جاری بود. 17:50 به دشت وسیعی رسیدیم که روبه روی آن پاسگاه محیط بانی به نام قوشخانه واقع بود. در آن هنگام ، چادرها را برپا کردیم تا شب در آن جا بیاساییم .

7.     با فرارسیدن روز ، ساعت 8:10 از جاده ای که به سمت بالا ادامه می یافت ، راه را در پیش گرفتیم. 10:17 برای نوشیدن آب ، در مسیر جاده ی خاکی که انتهای آن روستای ایراء واقع بود ، اندکی ایستادیم . 10:20 راه را از سرگرفتیم . ساعت 12 به اولین پاسگاه محیط بانی از سمت روستای ایراء رسیدیم که راهمان به پایان رسید.

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ورود به بخش کاربری